تدارک دیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانپیش فراهم کردن، پیش بینی کردن، بسیجیدنمترادفها و واژههای مرتبطآماده کردن، مهیا کردن، تامین کردن، تمهید کردن، تهیه کردن، فراهم ساختن، تهیه دیدن، فراهم آوردن، مهیا ساختنواژه قبلی: تدارکواژه بعدی: تدارک دیده شده