تدثیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تدثیر. [ ت َ ] (ع مص ) آشیان نیکو بکردن مرغ . (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). درست ساختن مرغ آشیانه ٔ خود را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ برهم نهاده شدن سنگها بر قتیل . (منتهی الارب ). سنگ نهادن بر روی کشته .(ناظم الاطباء). ◄ پوشانیدن به دثار. (المنجد). پوشانیدن خفته به روی پوش . (اقرب الموارد). جامه در کسی پوشاندن . (دهار). ◄ کشتن کسی را. (المنجد). کشتن قوم یکدیگر را. (اقرب الموارد).