واژه جو

تدخدخ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تدخدخ . [ ت َ دَ دُ ] (ع مص ) منقبض و گرفته شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گرفته شدن مرد. (المنجد) (اقرب الموارد) (متن اللغه ). لغت متروک شده است . ◄ اختلاط تاریکی شب . (متن اللغه ).

معنی تدخدخ | واژه جو