تدقیق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) [ ع. ] (مص ل.) دقت کردن، دقیق شدن در کاری.مترادفها و واژههای مرتبطامعان، باریکاندیشی، باریکبینی، باریکنگری، توجه، دقت، ژرفنگری، غوررسی، کاوش، کنجکاوی، ژرفبینی، غوررسیباریکبینی کردن، دقت کردن، ژرف نگریستنواژه قبلی: تدفینواژه بعدی: تدلی