تذهیب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) [ ع. ] (مص م.) زر گرفتن، زراندود کردن.مترادفها و واژههای مرتبطزراندود، طلاپوشی، طلاکاری، مذهب، تمویه، مطلاپوشیزراندود کردن، طلاکاری کردنواژه قبلی: تذنیبواژه بعدی: تذکار