ترابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترابی . [ ت ُ ] (ص نسبی ) در زمان بنی امیه دوستداران حضرت علی بن ابیطالب را ترابی می گفتند. (اللباب فی تهذیب الانساب ص ١٧١).
ترابی . [ ت ُ ] (ص نسبی ) جمعی در مرو به این نسبت انتساب کنند وبداد و ستد حبوبات اشتغال دارند. (انساب سمعانی ).
ترابی . [ ت ُ ] (اِخ ) از اهالی قسطمون و از شعرای قرن دهم هجری است و بوعظ و تدریس اشتغال داشت . اشعار او عارفانه است . (از قاموس الاعلام ترکی ).