تراز کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کَ دَ) (مص م.) تعیین کردن پستی و بلندی سطح چیزی و برطرف کردن آن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) (مص م.) تعیین کردن پستی و بلندی سطح چیزی و برطرف کردن آن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تراز کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) هموار و مستوی کردن چیزی . ◄ قرار دادن تراز در آخر حساب . بالانسه . (فرهنگستان ). معادل کردن دو ستون دخل و خرج در دفاتر حساب، اعم از دفاتر بانکی یا بازرگانی . ◄ نقش و نگار کردن : گهی ز میغ زند بر مه دوهفته رقم گهی ز مشک کند بر گل بنفشه تراز. قطران (از انجمن آرا).
مترادف و متضاد واژهدان
همسطح کردن، هموار ساختن متعادل کردن، میزان کردن