تراشیده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ دِ) (ص مف.) هرچیزی که آن را تراش داده باشند مانند: چوب، تخته و غیره.مترادفها و واژههای مرتبطتراشخورده، زدوده، سترده، صاف، هموار ≠ نتراشیدهواژه قبلی: تراشیدنواژه بعدی: تراضی