ترافع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ فُ) [ ع. ] (مص ل.) با هم به پیش قاضی رفتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ فُ) [ ع. ] (مص ل.) با هم به پیش قاضی رفتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترافع. [ ت َ ف ُ ] (ع مص ) بهم چیزی برداشتن . (زوزنی ) (آنندراج ) (المنجد). بلند کردن چیزی را بواسطه ٔ اتفاق در جهد و کوشش دو نفر. (ناظم الاطباء). ◄ با هم عرض کردن چیزی را پیش حاکم . (آنندراج ). رجوع مدعی و مدعی علیه به قاضی مَرْضی ّالطرفین . (از ناظم الاطباء). قصه برداشتن خصمین بداور. (المنجد). ترافعا الی الحاکم ؛ تحاکما. (اقرب الموارد).