تراهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تراهی . [ ت َ ] (ص، اِ) نوباوه . (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ). میوه ٔ نوباوه و نورسیده را گویند. (برهان ). میوه ٔ نوباوه و نوبر است . (انجمن آرا) (آنندراج ). نوباوه و میوه ٔ نورسیده . (غیاث اللغات ) : برد بوستانبان به ایوان شاه تراهی ولی هم ز بستان شاه . سعدی .
تراهی . [ ت َ ] (ع مص ) همدیگر صلح نمودن و آرمیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). توادع، و آن از معنی وداعة است . (اقرب الموارد). رفتار قوم به آرامش و رفق با یکدیگر. (از المنجد): تراهی القوم ؛ تعاملوا برفق و وداعة. (المنجد).