تراکل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تراکل . [ ت َ ک ُ ] (ع مص ) پای بیکدیگر زدن . (زوزنی ).جنگ لگد کردن با یکدیگر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پای بیکدیگر زدن قوم : تراکل القوم ؛ رکل بعضهم بعضاً بالارجل . (از اقرب الموارد) (المنجد).
تراکل . [ ت ِ ک ِ ] (اِ) دزی در ذیل قوامیس عرب آرد: قوش، از نوع پرندگان بسیار بزرگ . و تراکل و عارم، ماده ٔ ارکک طوغان، نوعی از باز. (از دزی ج ١ ص ١٤٣).