تربک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تربک . [ ت ُ ب ِ ] (اِ) نوعی از انگور است . (برهان ) (فرهنگ رشیدی ) (ناظم الاطباء). تربره . (فرهنگ رشیدی ). رجوع به تربره شود.
تربک . [ ت َ ب َ ] (اِ) تربه و ترف . کشک سیاه را گویند که بترکی قراقروت و آنرا ترف نیز گویند، و معرب تربه طربق است . (انجمن آرا). ترب و تربه و ترف . کشک سیاه که بترکی قراقروت و بتازی مصل گویند، طربک معرب آن . (فرهنگ رشیدی ) : چو نوشیدم ز تتماجش فروکوبید چون سیرم چو تربک رو ترش کردم کز آن شیرین بریدستم مولوی (از انجمن آرا و فرهنگ رشیدی ).