واژه جو

تربیت دادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تربیت دادن . [ ت َ ی َ دَ ] (مص مرکب ) پرورش دادن . آموختن . پروردن : تا طفل رضیع را که رشک گل ربیع بود چون صبا تربیت میداد. (سندبادنامه ص ١٥١). ◄ تفقد کردن . برتری دادن : اگر مسعود ناصر تربیت داد عیاضی را به خلعتهای فاخر. انوری .

معنی تربیت دادن | واژه جو