تردماغ شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تردماغ شدن . [ ت َ دَ ش ُ دَ ] (مص مرکب )سرخوش و پرنشاط شدن . خرم و خوشدل گشتن : ز فواره نی در کف آورده باغ که از نغمه ٔ او شود تردماغ . ملاطغرا (از آنندراج و بهار عجم ). رجوع به تردماغ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تردماغ شدن . [ ت َ دَ ش ُ دَ ] (مص مرکب )سرخوش و پرنشاط شدن . خرم و خوشدل گشتن : ز فواره نی در کف آورده باغ که از نغمه ٔ او شود تردماغ . ملاطغرا (از آنندراج و بهار عجم ). رجوع به تردماغ شود.