ترسیم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- نشان گذاشتن. ۲- رسم کردن.مترادفها و واژههای مرتبطتصویر، رسم، نقش، نگارگری،رسم کردن، نگاشتنخطکشیدن، نشان گذاشتن، نشانهگذاری کردنواژه قبلی: ترسیدنواژه بعدی: ترش