ترشرو بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
کجخلقی کردن، چهره درهم کشیدن، گره برابرو زدن، ابرودرهمکشیدن، ابرو گره کردن، اخم کردن، روی ترش کردن، غرغر کردن، دهن کجی کردن، توهم رفتن، غیراجتماعی بودن، ناراضی بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
کجخلقی کردن، چهره درهم کشیدن، گره برابرو زدن، ابرودرهمکشیدن، ابرو گره کردن، اخم کردن، روی ترش کردن، غرغر کردن، دهن کجی کردن، توهم رفتن، غیراجتماعی بودن، ناراضی بودن