واژه جو

ترغند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ترغند. [ ت َ غ َ ] (ص )عضو یا مفصل که بر اثر غلبه ٔ بلغم یا رطوبت از حرکت بازماند، و بعربی فلج گویند و نتیجه ٔ یک علت مزمن است . (از لسان العجم شعوری ورق ٢٧٤ ب ). فالج و مفصل عاری از حرکت . (ناظم الاطباء). و رجوع به ترغده شود.

معنی ترغند | واژه جو