ترقب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ رَ قُّ) [ ع. ] (مص ل.)۱ - چشم داشتن، انتظار داشتن.<BR>۲- مراقب بودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ رَ قُّ) [ ع. ] (مص ل.)۱ - چشم داشتن، انتظار داشتن. ۲- مراقب بودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترقب . [ ت َ رَق ْ ق ُ ] (ع مص ) گوش داشتن . (تاج المصادر بیهقی ). چشم داشتن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). چشم داشت . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). انتظار داشتن کسی را. (از اقرب الموارد) (از المنجد) : از آب برآمدند و در بارگاه افتادند و او از ترقب و ترصد حساد مکار غافل . (جهانگشای جوینی ).
مترادف و متضاد واژهدان
انتظار، چشمداشت پاسداری، ترصد، دیدهبانی، مراقبت