ترقند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترقند.[ ت َ ق َ ] (اِ) بیهوده و بی معنی . (ناظم الاطباء). ترفند. (لسان العجم شعوری ج ١ ورق ٢٧٤ ب ) : طبع پسر مسعود از گفتن ترقند چون طبع پدر گشت به اشعار طرف بود. سوزنی (از لسان العجم ایضاً). ◄ دروغ و مکر و فریب و حیله و تزویر. (ناظم الاطباء). و رجوع به ترفند شود.