واژه جو

ترهلان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ترهلان . [ ت َ هََ ] (اِ) قونیزه . قونیزا. طُبّاق .(یادداشت بخط مرحوم دهخدا). این نامی است که مردم بربر به گیاهی اطلاق کنند که به یونانی قونیزه گویند. (از لکلرک ج ١ ص ٣١٠). ترهلان و ترهلا اسم بربری گیاهی است که به یونانی فوثیراگویند و آن را به عربی طباق گویند. (از مفردات ابن البیطار ص ١٣٨). و رجوع به ترهلا و طباق و طباقه شود.

معنی ترهلان | واژه جو