تروهیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تروهیده . [ ت َ / ت ِ دَ / دِ ] (ن مف ) بمعنی اندوخته و آمیخته باشد. (برهان ) (ناظم الاطباء). بر وزن ترومیده که سابقاً مرقوم شد و بهمان معنی آمده بدرجاجرمی گفته ... (انجمن آرا) (آنندراج ). محشی فرهنگ اسدی نخجوانی که تحفه هم از او نقل میکند می نویسد: تروهیده (و) ترومیده آموخته و اندوخته بود. عنصری گوید : مرگ فرهنگ از تروهیده است . تیز مغزی از او نکوهیده است . و شعوری می نویسد: ترومیده، آمیخته و اندوخته وسپس در کلمه تروهیده می گوید این تروهیده مذکور است یعنی آمیخته . بدر جاجرمی گوید ... (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). و رجوع به تروهیدن و ترومیده و پژوهیدن شود.