ترک محله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترک محله . [ ت ُ م َ ح َل ْ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان گیلخواران است که در بخش مرکزی شهرستان ساری و ٨ هزارگزی شمال خاوری جویبار، برکنار رودخانه ٔ سیاهرود قرار درد. دشتی معتدل و مرطوب است و ٨٠ تن سکنه دارد. آب آن از سیاهرود و چاه و محصول آنجا برنج و پنبه و غله و کنجد و صیفی است . شغل اهالی زراعت است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣). و رجوع به مازندران رابینو شود.
ترک محله . [ ت ُم َ ح َل ْ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان جلال ازرگه است که در بخش مرکزی شهرستان بابل و در ٤ هزارگزی باختری بابل و کنار شوسه ٔ بابل به آمل قرار دارد. دشتی معتدل و مرطوب است و ٢٤٠ تن سکنه دارد آب آن از رودخانه ٔکاری و کلارود و خران و محصول آنجا برنج و پنبه و غله و کنف و صیفی و سبزی و شغل اهالی زراعت است . مرتع کوه دشت جزء این ده است که در زمستان عده ای از گله داران بند پی برای تعلیف باین محل می آیند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣) و رجوع به مازندران رابینو شود.