ترکیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ رَ دَ) (مص ل.) ۱- شکافته شدن. ۲- منفجر شدن.مترادفها و واژههای مرتبطانفجارترکخوردن، درز بر داشتن، شکافته شدن، کفتن، منفجر شدنواژه قبلی: ترکیب بندواژه بعدی: ترکیده