تزلب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تزلب . [ ت َ ل َ ] (اِ) دنبه ٔ برشته شده را گویند که بر روی آشهای آرد ریزند.(برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ) (از فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). فخرالدین منوچهر در صفت لاخشه که نوعی از آش آرد است گوید : از چشمه ٔ ماهتاب کن صحن وز قرصه ٔ آفتاب نه خوان . دوغش خوش و روغنش مروق سیر اندک و تزلبش فراوان . (فرهنگ جهانگیری ). ظاهراً ترلب مصحف این کلمه است و رجوع به ترلب در همین لغت نامه شود.