تزید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تزید. [ ت َ ] (اِخ ) تزیدبن حلوان پدر قبیله ای است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به تزیدیة شود.
تزید. [ ت َ زَی ْی ُ ] (ع اِ) نوعی از رفتار و آن فوق عَنَق است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة).
تزید. [ ت َ زَی ْ ی ُ ] (ع مص ) گران شدن نرخ . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ دروغ گفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). ◄ در سخن افزون کردن . (تاج المصادر بیهقی ). به تکلف افزودن در سخن و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ یازیدن شیر در بانگ کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ راه رفتن شتر به تکلف بیشتر از طاقت خود. (از متن اللغة). ◄ گردن کشیدن ناقه و رفتن مافوق رفتار تند. (از اقرب الموارد).