تسامح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ مُ) [ ع. ] (مص ل.) آسان گرفتن، مدارا کردن.مترادفها و واژههای مرتبطاهمال، تساهل، تغافل، سهلانگاری، غفلت، فروگذاری، مدارا، مسامحه، مماطله ≠ جدیت، سختکوشیسختگیریمدارا کردن، تساهل نمودن، فروگذار کردن، نرمی کردنواژه قبلی: تسالمواژه بعدی: تسامع