تسامی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسامی . [ ت َ ] (ع مص ) با یکدیگر نورد کردن به بزرگی . (زوزنی ). با هم نبرد کردن ببزرگی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تفاخر. (المنجد). تباری . (متن اللغة) (اقرب الموارد). ◄ یکدیگر را به اسم خواندن . (از متن اللغة). ◄ برنشستن : تساموا علی الخیل ؛ رکبوا. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ برآمدن و بلند گردیدن مرد. (از متن اللغة) (از المنجد).