تساوم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تساوم . [ ت َ وُ ] (ع مص ) بها کردن متاع . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گفتگو کردن فروشنده و خریدار در بهای کالا و بحد متوسط توافق کردن . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (المنجد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تساوم . [ ت َ وُ ] (ع مص ) بها کردن متاع . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گفتگو کردن فروشنده و خریدار در بهای کالا و بحد متوسط توافق کردن . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (المنجد).