تساوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) برابر شدن با هم.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) برابر شدن با هم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تساوی . [ ت َ ] (ع مص ) همدیگر مانند شدن .(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تماثل . (متن اللغة) (آنندراج ) (اقرب الموارد). ◄ مستوی و برابر گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). برابر شدن دو چیز. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). و رجوع بمساوات شود. ♦ تساوی الطرفین ؛ برابر شدن دو طرف . (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
مترادف و متضاد واژهدان
برابری، تعادل، مساوات، مساوقت، همسنگی (متضاد: نابرابری) هموزنی برابر بودن، برابر شدن
فرهنگ طیفی واژهدان
مساوی کردن، پات، بازی مساوی، برابر بودن، همقدر بودن جبران، تعدیل
واژگان فارسی سره واژهدان
همسانی، همچندی، همانندی، برابری