تسبیح خوان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسبیح خوان . [ ت َ خوا / خا ] (نف مرکب ) آنکه ذکر خدارا به صوت خوش میخواند. (ناظم الاطباء) : بنمایم دوازده صف، راست همه تسبیح خوان بی آواز. ناصرخسرو. اگرمرغ زبان تسبیح خوان است چه تسبیح آرد آن کو، بی زبان است . نظامی . نه بلبل بر گلش تسبیح خوان است که هر خاری به تسبیحش زبان است . (گلستان ). گفتم این شرط آدمیت نیست مرغ تسبیح خوان و من خاموش . (گلستان ). ◄ آنکه نماز برای کسی میکند و اجرت میگیرد. (ناظم الاطباء).