تسبیخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسبیخ . [ ت َ ] (ع مص ) سبک گردانیدن . (زوزنی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ آرام دادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ واچیدن پنبه . (تاج المصادر بیهقی ). واخیدن پشم و پنبه . (زوزنی ). پیچیدن پنبه و مانند آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پیچیدن پنبه بعد از کمان زدن برای رشتن . (از متن اللغة). تنفیش و توسیع پنبه . (از اقرب الموارد). تنفیش پنبه . (از المنجد). ◄ سبک کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد): «اللهم سبخ عنی الحمی والشدة اوالاذی ؛ ای اکشفه عنی و خففه و اما قوله «فسبخ علیک الهم ّ»؛ فعلی فیه بمعنی عن . (اقرب الموارد). ◄ بیارمیدن رگ از درد و جست (ضربان ) دردگین . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). آرمیدن رگ . (از المنجد): سمع اعرابی یقول : «الحمدللّه علی تسبیخ العرق و اساغةالریق ». (اقرب الموارد). ◄ بیارمیدن و سست گردیدن گرما. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). آرمیدن و سست شدن گرما و غضب و جز آنها. (از متن اللغة). سست شدن گرما. (تاج المصادر بیهقی ). ◄ نیک خفتن . (تاج المصادر بیهقی ). در خواب سنگین و طولانی شدن . (از متن اللغة). بخواب سنگین خفتن . (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ فارغ بودن . (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ تباعد در زمین . (از متن اللغة).