تسرر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسرر. [ ت َ س َرْ رُ ] (ع مص ) سریه گرفتن کسی را. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (ازمتن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد): تسرر فلان ؛ اتخذ سریة و یقال تسری ایضاً علی الابدال ... (اقرب الموارد). ◄ بزنی گرفتن مردی مالدار و لئیم دختری را، یا بزنی گرفتن دختری بی چیز را بخاطر شرافت نسب او. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ شکافته شدن جامه . (از متن اللغة)(از اقرب الموارد) (از المنجد): تسررالثوب ؛ تشقق .