تسلط
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
توانایی، قدرت، قوت استیلا، تسخیر، تصرف، تفوق، چیرگی، سلطه، سیطره، غلبه امیری، پادشاهی، پیشوایی، فرمانروایی، کیایی احاطه، تبحر، خبرگی، مهارت (متضاد: متهور شدن، شکست خوردن) چیرهشدن، غلبه یافتن، مسلط شدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
توانایی، قدرت، قوت استیلا، تسخیر، تصرف، تفوق، چیرگی، سلطه، سیطره، غلبه امیری، پادشاهی، پیشوایی، فرمانروایی، کیایی احاطه، تبحر، خبرگی، مهارت (متضاد: متهور شدن، شکست خوردن) چیرهشدن، غلبه یافتن، مسلط شدن