تسمیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسمیم . [ ت َ ] (ع مص ) زینت دادن تنگ اسب یا شتر با شبه های سفید دریایی منظوم . (از متن اللغة). عروه برای آن ساختن . (از متن اللغة). ◄ زهرریختن در چیزی . (از اقرب الموارد). زهرریختن در طعام . (از المنجد). ◄ در اصطلاح طب سم خوردن (خوراندن ؟). (ناظم الاطباء).