تسیو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسیؤ. [ ت َ س َی ْ ی ُءْ ] (ع مص ) دوشیدن شیر گردآمده ناقه را. (از متن اللغة). ◄ فرو گذاشتن شتر ماده، شیر را از پستان بدون دوشیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از المنجد). ◄ مختلف شدن کارها. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مختلف شدن کارها برکسی چنانکه نداند کدام را دنبال کند: تَسَیَّاءَت علی فلان الامور؛ اختلفت فلایدری ایها یتبع. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (ازالمنجد). ◄ اقرار کرن فلان پس از انکار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اقرار کردن فلان به حق کسی بعد از انکار: تسیّأت فلان بحقی ؛ اقرّ به بعد انکار. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد).