تشاخس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تشاخس . [ ت َ خ ُ ] (ع مص ) پساپیش شدن دندانها. (زوزنی ). پساپیش شدن دندانها و ریخته شدن بعض آن از پیری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ اختلاف و خصومت افتادن میان قوم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از المنجد). ◄ تباه و پریشان شدن کار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پریشان شدن کار. (از اقرب الموارد). ◄ دو پاره شدن سر، از ضرب و مایل و کژ شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مایل شدن سر. (از متن اللغة). ◄ گشادن خر دهان خود را وقت خمیازه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ دوری افتادن بین گروهی و تباه شدن . (از اقرب الموارد). ◄ پراکنده گردیدن امر قوم . (از اقرب الموارد).