تشاوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تشاوس . [ ت َ وُ ] (ع مص ) نگریستن بگوشه ٔ چشم از تکبر یا غضب و رخساره کژ کردن در آن حال . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). از گوشه ٔ چشم نگریستن از کبر یا غضب . (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ کوچک کردن چشم و کشیدن پلکها در نگاه کردن . (از اقرب الموارد) (از المنجد): و هو یتشاوس فی نظره اذا نظر بمؤخر عینیه و مال بوجهه فی شق العین التی ینظر بها. (متن اللغة). ◄ اظهار تکبرو نخوت کردن . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ برگردانیدن سر و با یک چشم به آسمان نگریستن . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).