تشتدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تشتدار. [ ت َ ] (نف مرکب ) آفتابه چی . (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ). و او را آبدستان دار نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری ). آفتابچی را گویند یعنی شخصی که طشت و آفتابه را نگاه دارد و پاکیزه سازد. (برهان )(از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). پیشخدمت و آفتابه چی . (انجمن آرا) (آنندراج ). آن کسی که آبدست پیش و پس از خوان می آورده . (یادداشت مرحوم دهخدا) : مصطفی استاده خوان سالار و رضوان تشت دار هدیه دندان مزد خاص و عام یکسان آمده . خاقانی . شاید که تشت دار سرایش شودخضر زیرا که تشتخانه ٔ او چرخ اخضر است . شرف شفروه (از انجمن آرا). و رجوع به طشتدار شود.