تشخیص/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- تمیز دادن و جدا کردن چیزی از چیز دیگر. ۲- شناختن کسی یا چیزی.مترادفها و واژههای مرتبطامتیاز، بازشناخت، بازشناسی، تعیین، تفکیک، تمییز، درک، فهمبازشناختن، تمیز دادنواژه قبلی: تشخصواژه بعدی: تشدد