واژه جو

تشمز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تشمز. [ ت َ ش َم ْ م ُ ] (ع مص ) برگردیدن گونه ٔ روی کسی و ترنجیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تمعر و تقبض روی . (از اقرب الموارد).

معنی تشمز | واژه جو