تشنه شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تشنه شدن . [ ت ِ ن َ / ن ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) عطشان شدن . خواهان نوشیدن شدن : چون تشنه شوم به رشته ٔ جان آبی ز جگر کشید خواهم . خاقانی . ◄ سخت خواهان و آرزومند شدن . (یادداشت مرحوم دهخدا) : مستمع چون تشنه و جوینده شد واعظ ار مرده بود گوینده شد. مولوی .