تصابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تصابی . [ ت َ ] (ع مص ) فریب دادن کسی را و مقتول ساختن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ میل کردن بسوی کودکی و بازی و لهو. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ امردپرستی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). مأخوذ از تازی، امردپرستی و بچه بازی . (ناظم الاطباء). ◄ عشق ورزیدن . عشق بازی کردن . (یادداشت مرحوم دهخدا) : پارسایی را دیدم به محبت شخصی گرفتار نه طاقت صبر، نه یارای گفتار. چندان که ملامت دیدی و غرامت کشیدی، ترک تصابی نگفتی . (گلستان ).