تصدیع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) [ ع. ] (مص م.) دردسر دادن، باعث زحمت شدن.مترادفها و واژههای مرتبطاذیت، تزاحم، دردسر، زحمت، صداع، مزاحمتدرد سر دادن، باعثزحمت شدن، مزاحم شدن، مصدع شدنواژه قبلی: تصدیرواژه بعدی: تصدیق