تصدی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ صَ دِّ) (مص ل.) عهده دار کاری شدن، مسؤلیت کاری را پذیرفتن.مترادفها و واژههای مرتبطعهدهدار، ماموریت، مباشرتعهدهدار شدنواژه قبلی: تصدقواژه بعدی: تصدیر