تصرم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ صَ رُّ) (مص ل.)<BR>۱- چابکی کردن.<BR>۲- بریده شدن.<BR>۳- پایداری و بردباری کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ صَ رُّ) (مص ل.) ۱- چابکی کردن. ۲- بریده شدن. ۳- پایداری و بردباری کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تصرم . [ت َ ص َرْ رُ ] (ع مص ) جلدی کردن . (تاج المصادر بیهقی ). چابکی کردن و نیک رسا شدن در کار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تجلد. (اقرب الموارد). ◄ پاره پاره شدن . (تاج المصادر بیهقی ). بریده گردیدن . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). تقطع. (اقرب الموارد). ◄ سپری شدن سال . ◄ انقطاع و سکون جنگ . (از اقرب الموارد).