واژه جو

تصرید

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تصرید. [ ت َ ] (ع مص ) اندک کردن . (زوزنی ). کم کردن عطا. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ کم از سیرابی آب دادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ بریدن . (یادداشت مرحوم دهخدا). قطع کردن چیزی را: صرد شربه ؛ اذا قطعه . (از اقرب الموارد). ◄ پیدا شدن دانه ٔ گندم و جو پیش از خوشه . (یادداشت مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد).

معنی تصرید | واژه جو