واژه جو

تصریع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تصریع. [ ت َ ] (ع مص ) افکندن کسی را. ◄ قافیه آوردن در مصراع اول از بیت . ◄ بیت را صاحب دو مصراع گردانیدن . ◄ دو در ساختن مر باب را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی تصریع | واژه جو