تصفیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تصفیر. [ ت َ ] (ع مص ) زردرنگ کردن چیزی را. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ رنگ زرد کردن جامه را. (از اقرب الموارد). ◄ خالی کردن خانه را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ بانگ و فریاد کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ صدا کردن ستور را با دو لب . (از اقرب الموارد). ◄ خواندن خر را به سوی آب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).