تصلیع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تصلیع. [ ت َ ] (ع مص )عذر آوردن . ◄ ظاهر شدن حبه و نبودن خاک بر آن . ◄ هر دو دست را برابر بر زمین گسترده ریخ زدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ روشن و تابان شدن آفتاب . (از اقرب الموارد). ◄ پهن و گشاده کردن پوست را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).