تصنیف کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تصنیف کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نوشتن کتابی را : کتاب گلستانی تصنیف توانم کرد. (گلستان ). و رجوع به تصنیف شود.
مترادف و متضاد واژهدان
سرودن، ترانهسرایی کردن نوشتن، تالیف کردن، به رشته تحریر درآوردن (کتاب، رساله)